بهنامبهنام، تا این لحظه: 15 سال و 5 ماه و 15 روز سن داره

پسر گل مامان و بابا

خاطرات

بچه ها خیلی زود بزرگ میش و مامان باباها رو انقدر سرگرم میکنن که نمفهمن کی پیر میشن بهنام الان خیلی بزرگ شده شیطون شده و من اصلا نفهمیدم این دوسال و سه ماه چجوری تموم شد. خیلی شیطونه وتازه شیرین زبون هم شده. جملات و حرفهاي بهنام: مامان بيا  بگلم (بغلم) كن  مامان شير ساده بده من بخورم  بابا كجاست؟ سركاره آره؟ برم نماز بخونم دير شد نرو سركار پيشم بمون از پرده مي ترسم . گل داره . پرده ترس نداره نازي پرده بريم بيرون دَ دَ (بيرون) گطار (قطار) سوار شيم . بريم بــازار بگرديم . اتوبوس ميگه پيس (صداي در اتوبوس كه باز و بسته مي شه) بريم ؟ برو عبق عبق (عقب) وايسا خرسيم (عروسك خرس) كجاست؟ ني ني گيره (گريه) ميكنه...
12 شهريور 1392
1